الشيخ حسين المظاهري

39

در ساحل سپيده اخلاص (فارسى)

اين تكذيب دين خدا به صورت عادى منظور نيست . به صورت عادى ممكن است طلبه باشد ، ممكن است معلم باشد ، ممكن است استاد دانشگاه شيعه باشد ، ممكن است اهل علم باشد . به حسب عادى نماز بخواند ، روزه بگيرد و يك آدم متشرّعى باشد ، اما وقتى امتحان جلو بيايد ، آن وقت است كه بايد ببينيم كه آيا دينش را مىدهد يا نه ؟ و آن وقت است كه معلوم مىشود قساوت با انسان چه مىكند . اين « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الّذينَ اساؤُا السُّوأى أن كَذَّبوا بِآياتِ اللهِ » معنايش اين نيست كه اگر دل را گناه گرفت ، بى دين مىشود . معنايش اين است كه زمينه براى بى دينى و زمينه براى دين فروشى پيدا مىشود . يك طلبه بايد چنين باشد كه اگر بگويند تمام دنيا را به تو مى دهيم و تو دينت را بده طلبگى ات را بده ، نبايد بدهد . اگر چنين است كه خوب ، وگر نه چنانچه به واسطه تمام دنيا ، به واسطه رياست خيلى كم يا به واسطه يك پول مختصر ، همه چيزش را مىدهد ، چنين آدمى گرفتار است . مى گويند كه يكى از علماى بزرگ روى منبر به طلبه ها مى گفت : من به يك ميليون عادلم . يك ميليون ، خيلى بود . نمى فهميدند يعنى چه . بعد تفسير مى كرد . مى فرمود : تا اين اندازه اطمينان به خودم دارم كه اگر يك ميليون بدهند ، دينم را نمى فروشم . ما بايد به واسطه رابطه با خدا ، به واسطه رابطه با ائمه طاهرين ( ع ) و شما عزيزان به واسطه رابطه با امام رضا ( ع ) و طلبه ها به واسطه توسل به حضرت رضا و امام زمان ( ع ) براى خودمان زمينه درست كنيمكه اگر دنيا را به ما بدهند بتوانيم عقب بزنيم و دين را بهتر از دنيا و آنچه در دنياست بدانيم . لذا مرتبه چهارم از قساوت اين است كه اگر براى انسان زمينه اى پيش آيد ، نتواند خود را حفظ كند . حالا گاهى در دنيا پروردگار عالم به انسان لطف مىكند و اين گونه امتحانها برايش پيش نمى آيد . اما دم مرگ ، ديگر مشكل است بتواند شيعه گرى را حفظ بكند . اگر واقعاً ولايت و نور ولايت در دل او كار نكند ، اگر گناه روى گناه دل او را گرفته باشد ، اگر گناه روى گناه همه دل را سياه كرده باشد و به عبارت ديگر ، اگر فاسق واقعى بر او صادق باشد ، معلوم نيست دم مرگ بتواند از امتحان بيرون